جمعه, 29 ارديبهشت 1391
خانه مقالات مقالات من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
به اشتراک گذاشتن مطلب

من اگر برخیزم...(تا آزادی همه زندانیان )
مقالات - مقالات
چهارشنبه ، 10 بهمن 1386 ، 13:51

مطلبی جالب از امیر یعقوبعلی

در کلاس های روزنامه نگاری هم که یاد نگیرند، کار یادشان می دهد؛ “سوژه باید داغ باشد، باید طوری پرورده شود که مخاطب را بقاپد . لید خبر؟ مهم ترین بخش متن خبر است . ورودی گزارش ؟ باید جذاب و پرکشش باشد، آنقدر که خواننده به خاطر همان یک خط ورودی تا ته گزارش را برود. تیتر؟ خواننده چشمش به تیتر است . باید چشمش که به تیتر افتاد میخکوب شود . “

چشمم به تیتر ایران پنج شنبه ۱۳ دی ماه که افتاد میخکوب شدم؛ “اعدام هشت جنایتکار در سحرگاه برفی”.

تیتر را روی دکه نخوانده ام. روزنامه مال ۷-۸ روز پیش است . روز بعد از یکی از چهارشنبه های غم انگیز اوین. روزی که “راحله” را اعدام کردند و چرا فقط راحله را، دیگران را هم . هشت نفر اعدام می شوند و سه نفر به زندگی باز می گردند . تا شاید چند هفته بعد، دوباره مثل راحله به آنجا بازگردند.

مطلب مریم حسین خواه را درباره راحله می خواندم و متوجه تیتر ایران در فردای اعدام راحله شدم، باور نمی کردم پس آرشیو ایران بر روی وب سایتش را جستم و پیدا کردم تیتر لعنتی را.
همه ما از طریق فعالان زن در بازداشت از موضوع راحله با خبرشدیم . پیش تر هم تجربه نجات چنین زندانی هایی از اعدام وجود داشت، و خیلی ها خوشبین بودند که مسئله راحله هم حل می شود، با دستور “رئیس قوه قضاییه” یا هر کس دیگری که بنا به هر دلیلی این زحمت را به خود بدهد که کاغذی را بردارد و روی آن زمانی برای مهلت و بازخوانی پرونده بدهد و امضا کند .
راحله هم مهلت می گیرد، مهلتی دو هفته ای تا شاید بتواند راضی کند کسانی را تا “زنده” بماند. مهلت اما نقض می شود و راحله اعدام می شود . محرم و صفر نزدیک است و اعدام در این ماه ها ممنوع، چاره چیست، کار را عقب نیانداخته اند صرفا.
مسئله اما این هم نیست، که بسیار حکم اعدام که امضا شده است و اجرا. که اگر این همه “فاجعه” قلمداد می شد، امروز شاهد اجرای چنین احکامی نبودیم . اما چرا اعدام “راحله” و راحله ها فاجعه نیست ؟ چرا “سنگسار” هنوز فاجعه نیست و چرا حالا با اجرای احکامی مواجه می شویم که خودمان هم خبر نداشتیم در این قانون مقدس جایی برایشان وجود دارد؟ پرتاب کردن از بالای بلندی؟ قطع دست راست و پای چپ؟ یا حتی “خراب کردن دیوار بر روی متهم” ؟!
گمان می کردیم اعدام بدترین حالت متصوره است در این قانون، که امروز به اجرا در می آید . خبر می رسد از جنوب شرق کشور که چند نفری را دست و پا بریده اند . صد البته دزد و جانی و مخل امنیت و قاچاقچی و … بودند ، این را روزنامه ها می گویند و این که عملیات اجرای قانون با حضور پزشک و در حالتی کاملا بهداشتی صورت گرفته است، این را هم روزنامه ها می گویند. چه تفاوتی می کند به نقل از چه کسی؟ نقل قول یک مقام دولتی است و معتبر. هم قابل چاپ است و هم به اندازه کافی کشش ایجاد می کند . به اندازه “اره ۱، ۲، ۳، ۴، …” جذابیت دارد و همین کافی است برای یک روزنامه .
هیچ کدام از این احکام فاجعه نیستند چون جامعه ما باور ندارد به فاجعه بودنشان، و اگر برای انسان های این خاک هنوز “انسانیتی” قائل باشیم، این حد از بی تفاوتی را قطعا از ازل با خود نداشته اند و وظبفه خطیر جامعه پذیری را بالاخره یک بخش از این دستگاه عریض و طویل باید اجرا کند، و چه چیزی بهتر از رسانه ها، با آن پوشش مسخره استقلال شان از این دم و دستگاه و با آن صفت های پرطمطراق رکن چندم دموکراسی و وجدان بیدار جامعه و دیگر صفات تهوع آور.
تیتر
ایران را می خوانم و با خود می گویم گویی روزنامه “ایران” کارهای دیگری هم جز تبلیغ به نفع دولت دارد. هر روز خط به خط گفته های الهام و احمدی نژاد و … را در رابطه با انرژی هسته ای و گاز و برق و نان و کوفت دنبال می کنیم، و از یاد می بریم که جایی در همان روزنامه، صفحه ای است به نام حوادث که به کار شریف آماده سازی اذهان برای اعدام و زندان و قطع دست و پا و … مشغول است . صفحه ای پر از داستان های جذاب “شوهر کشی” . با روایتی که در آن مقتول همیشه مظلوم است و قاتل همیشه ظالم و کیست آن قهرمانی که ظالم را مکافات دهد ؟ “قانون” .
یادمان می دهند، در همین کلاس ها، یا در همان محیط روزنامه، که روزنامه نگار تابع “رسانه” و “سازمان رسانه ای” است و این منطقی به نظر می آید . با وجدان هایش دست آخر می گویند تا آنجا که امکان کار باشد کار می کنیم و بعد تمام، یا شاید به دنبال رسانه ای بروند که خطوط قرمزش منطبق با ایده ها و افکار آنها باشد .
تیتر “اعدام هشت جنایتکار در سحرگاه برفی” شاعرانه است، کوتاه و جذاب و پرکشش، آنطور که یک تیتر باید باشد، اما فاقد عنصری است که از قضا دلیلی بر فلسفه کار نویسنده آن است “انسانیت”.
و امان که بعد از ارتشی و اطلاعاتی و پلیس و نیروی ضد شورش و … چشم مان به “حسن انجام کار” در حیطه روزنامه نگاری هم افتاد . باید تقدیر کرد از روزنامه نگاری که رعایت می کند اصول نانوشته یک رسانه را.

موضوع به نظرم بی اندازه بدیهی می رسد؛ کسی که کشتار قانونی را برای افکار عمومی قابل پذیرش می کند، تفاوتی نمی کند با مردی که زیر پای حکم اعدامی را امضا می کند، چه بسا که کار اولی به مراتب بدتر باشد که راه را برای جنایت های بعدی هموار می کند.

 پ . ن : دوست دارم از نویسنده آن سطور بپرسم بعد از اجرای حکم “پرتاب از بلندی” چه تیتری خواهد زد؟ “پرتاب هشت جنایتکار از ارتفاعی شکوهمند ؟”

 

 



دیدگاه خود را بیان کنید

نام (required) *
پست الکترونیکی (نمایش داده نمیشود) (required)
کد ضد اسپم   
دیدگاه خود را بیان کنید
 

Your are currently browsing this site with Internet Explorer 6 (IE6).

Your current web browser must be updated to version 7 of Internet Explorer (IE7) to take advantage of all of template's capabilities.

Why should I upgrade to Internet Explorer 7? Microsoft has redesigned Internet Explorer from the ground up, with better security, new capabilities, and a whole new interface. Many changes resulted from the feedback of millions of users who tested prerelease versions of the new browser. The most compelling reason to upgrade is the improved security. The Internet of today is not the Internet of five years ago. There are dangers that simply didn't exist back in 2001, when Internet Explorer 6 was released to the world. Internet Explorer 7 makes surfing the web fundamentally safer by offering greater protection against viruses, spyware, and other online risks.

Get free downloads for Internet Explorer 7, including recommended updates as they become available. To download Internet Explorer 7 in the language of your choice, please visit the Internet Explorer 7 worldwide page.