...وناگهان يكي از راه رسيد وانقلاب مردم را دزديد.
يه روز يه جادوگر اومدشهر مارو ويرونه كرد
ورد سياه جادوگر آدمارو ديوونه كرد
شهر قشنگ قصه مون قلعه جادوگره شد
براي خلق بي نوا روباه پير شب پره شد
آي جادوگر آي جادوگر خونه حورشيد مال ماس
اينجا ديگه جاي تو نيست اين خونه مال عاشقاس
تا كي ميخواي تو مزرعه بذراي وحشت بكاري
براي قتل عام گل جوخه اعدام بياري
جادوگر عربده كش تا كي ميخواي داد بزني
مثل يه جغد بد صدا نفرتو فرياد بزني
تا كي عزا تا كي سكوت تا كي نفس نفس زدن
تا كي اسير فتنه ي جادوي جادوگر شدن
تا كي بايد داد بزنيم بسه ديگه بسه ديگه
از بي كسي سر بذاريم رو شونه هاي همديگه
تا كي بايد تو شهرمون گوركن وجلاد ببينيم
تا كي به انتظار مرگ گوشه زندون بشينيم
هركي باشي هر چي باشي ظلم وستم موندني نيست
كبوتر آزاديه قصه ما مردني نيست
آي جادوگر آي جادوگر خونه خورشيد مال ماس
اينجا ديگه جاي تو نيست اين خونه جاي عاشقاس
وقتي كه جادوگر بره دنيا چه آفتابي ميشه
ابر سياه كنار ميره آسمونم آبي ميشه
مام ميمونيم با مزرعه با پرچم سرخ وقشنگ
گل ميگيريم تو دستامون به جاي هفت تيروتفنگ
دستامونو ميديم به هم بودنو فرياد ميكنيم
دنياي ويرون شده رو دوباره آباد ميكنيم
زنده باد آزادي زنده باد برابري
دیدگاه خود را بیان کنید