كانديداهاي كه با شعار هاي راديكال و به دور از واقعيت شخصيت هايي كه پرچم دار آن هستند بايد تامل بيشتري را براي ما برانگيزد . با بررسي اجمالي گذشته ي اين نيرو ها و موضع گيري هاي آنان مي توان به اپورتونيسم سياسي اين شخصيت ها پي برد و درک کرد که همه ي این نمایشها،نشانگر فشار جنبش هاي اجتماعي و تن در دادن به شعار هايي این جنبشها است، به گونه اي که بتواند باعث عوام فريبي و لحظه اي شدن جنبش هاي اجتماعي شود. اين توانی است كه جنبش هاي اجتماعي در سطح جامعه ايجاد كرده اند و نبايد گذاشت به سود اپورتونيست ها به پايان رسد .
به طرح هاي اقتصادي مير حسين موسوي كه نشانگر دفاع از حقوق زحمتكشان ، كاركران و معلمان مي باشد تا شعار هاي راديكال سياسي مهدي كروبي براي بازگشايي فضاي سياسي مي توان اشاره كرد و بي گمان اين موضع گيري ها را بايد در مشي پوپوليستي آنان در مقابل خواستهاي راديكال جنبش هاي كارگران دانشجويي و زنان جست و جو كرد و اين صحه اي است بر ارتباط جنبش انقلابي و رفرم حاكميت در خود . براي مثال شعار هاي مير حسين در جهت بهبود رفاه اقتصادي را بايد در اعتراضات پيگير كارگران ، زحمتكشان و معلمان جست و جو كرد .
بي شك این امر را در بحث هاي بدون عملگرايي براي بحث دفاع از حقوق طبقه محروم كارگر ، زحمتكش و معلم جست و جو كرد . شرايط نسبتا باز سياسي كه حاكميت به نوعي آن را ايجاد مي كند براي حضور حد كثري مردم است كه مشروعيت نظام نيز بدون شك به آنان وابسته است اما در عمل مي بينيم كه اين شعارها كاملا تبليغاتي و بدون پشتوانه فكري-عملی مي باشد ، عدم موضع گيري كانديداها در مورد دستگيرشدگان كارگران اول ماه مي ( ۱۱ ارديبهشت ) روز جهاني كارگر و سكوت فاجعه بار آنها در اين زمينه خود نشانگر استواري اين كانديداها در دفاع از حقوق اوليه كارگران چون حق تجمع است!. سكوت مرگبار انها نسبت بدین امر خود گواه اين نكته است كه ايشان چقدر مي توانند و میخواهندمدافع كارگران در راستاي ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري و حق تجمع باشند.صرفا پوپوليستی بودن شعارها در كنار حركت سنتي خاتمي كه تنها مانده بود كه بگويد « هر كس من مولاي اويم ، مير حسين نيز مولاي اوست !!! » نشان از نگرش سنتي حتي در سطح كلان نيروهاي سياسي شناخته شده ي جامعه مي باشد و باعث مضحكه است كه در جامعه از شيوه هاي قرون وسطايي استفاده گردد . حالا تازه اگر بخواهيم از سكوت مير حسين موسوي در مورد در برابر فجايع سال ۶۷ در زمان نخست وزيري او سخن بگوييم كه اين آقا سكوت و يا شايد هم موافقت ضمني در اين امور داشت باعث مضحكه تاريخ مي گردد!!! مردي كه ۲۰ سال كنج عزلت پيشه كرد .
اكنون از شيخ مهدي كروبي بگوييم كه با شعار هاي راديكال حقوق شهروندي ، دفاع از زندانيان سياسي و تمركز بر روي مسائل دانشجويي مي خواهد جلوه خوبي از خود ايجاد كند . اما او نيز در تاريخ ۲۸ ارديبهشت در دانشگاه صنعتي اصفهان نيز ير تناقض در مسائل مطرحي خود صحه گذاشت و در مورد تشكل هاي آزاد داشنجويي و به ويژه تشكل هاي آزاد كارگري سكوت اختيار كرد كه طبق مقوله نامه هاي بين المللي كار كه به تاييد جمهوري اسلامي رسيده امري قانوني و اجتناب ناپذير مي باشد. مسائلي كه در دوره خاتمي نيز با سركوب خونبار كارگران خاتون آباد آغاز گشت و در زمان احمدي نژاد نيز چه در سطح كارگري و چه در سطح دانشجويي به وضوح مشاهده كرديم كه قلع و قمع سنديكاي شركت واحد تهران ، نيشكر هفت تپه ، دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب و ... به اوج خود رسيد . محروم سازي و بيكار سازي به اوج خود رسيد و جامعه با مشكلات عديده اي رو به رو گشت و اين خود نشان از عزم جزم كانديداها و حاكميت در سركوب نيرو هاي مترقي اجتماعي است . كارنامه مشخص اين به اصطلاح اصلاح طلبان و كارنامه روشن تر محمود احمدي نژاد به خوبي شاهدي بر اين مدعاست كه اصلاحات قصد و توان برآورده ساختن خواستهاي زحمتكشان ، كارگران ، معلمان ، دانشجويان و زنان را ندارد واصل اساسي آن حفظ قدرت در دست بخشي از حاكميت مي باشد . شركت در اين انتخابات تنها مي تواند منافع گروهي از صاحبان اليگارشي مالي را افزايش داده و تنزل خواستهاي جنبش زنان در حد تعطيلي گشت ارشاد نشان از توهين به شخصيت زنان است و تقويت آپارتايد جنسي كه زنان رافقط در نوع پوشش و سطح زندگي مورد بحث قرار مي دهند دارد .
به طور كلي اين انتخابات و نظاير آن تنها نشانگر اين نگرش ميني ماليستي است و پقصد پس زدن جنبش هاي اجتماعي را دارد و هيچ منفعت خاص مهمي را نصيب جنبش هاي اجتماعي نخواهد كرد كه با اين تحليل به اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين سياه بازي انتخاباتي نظير دوره هاي گذشته ریشه در نگرش پوپوليستي جريان هاي حاكميتي دارد و هيچ منفعت خاصي را نصيب آحاد مردم به ويژه كارگران و متحدانش جنبشهاي دانشجويي و زنان نخواهد كرد و با ديدي منطقي تنها مي توان به منفعت حاكميت در اين دلقك بازي انتخاباتي پي برد :
۱- مشاركت حداكثزي مردم براي تاييد درستي سياست هاي ماخوذه در نظام و بازتاب بین المللی آن و وجهه اش .
۲- تقویت سلطه حاكميت بر سرنوشت جامعه با استفاده از بندبازهاي سياسي مشخص كه در اين مجال هيچ منفعت طبقاتي و اجتماعي در پي نخواهد داشت.
این شرايط تنها و تنها بايد باعث آگاهي بخشي از فعالين مترقي سياسي ، دانشجويي ، كارگري و زنان شود كه به افشاگري بپردازند و سياست هاي مهندسي شده نظام تك ساحتي را بر ملا سازند و افق و پرچم جديد خود را براي تغيير بنيادين در سطح جامعه قرار دهند،
تنها چيزي كه مي تواند خطر تهديد اين شعبده بازيهاي سياسي را بر ملا كند آگاهي فعالين مترقي دانشگاهي بويژه نيروهاي آزاديخواه و برابري طلب و فعاليت آگاه كارگري و جنبش زنان مي باشد كه حتي در صورت ضربات مقطعی بايد پرچم قاطع مبارزاتي خود را در سطح جامعه حفظ كرده و نيروها را به سمت خود جذب كرده وسعي در گسترش پرچم مبارزه طبقاتي داشته باشند و به راهكارهاي جديد براي تغييرات بنيادين بينديشند .
لازم به ذكر است كه برخي نيروهايي كه به اصطلاح خود را چپ مي دانند اسير تلون كانديداها و شعار هايشان شده اند كه نمونه بارز اشتباه تاريخيشان در سال ۸۴ در انتخابات رياست جمهوري رياست جمهوري نهم بود كه نشان داد مردم در عين محافظه كاري تا آنجا كه ممكن است در شعارها به دنبال نيازهاي خود ميگردند و اين مسئله بسيار ريشه اي تر از مبارزه و تأثير در سطح بالاي حاكميت و غافل ماندن از خواست هاي اساسي جامعه مي باشد كه نيروي چپ بايد بداند توان خود را از اين بخش و به ويژه طبفه كارگر خواهد گرفت و نگرش به مسائل آنان و تحليل منطقي سياسي از هر مسئله اي واجب تر است . عدهاي چپ بااسامي گوناگون دنباله روي ميرحسين موسوي و بخشي ديگر دنباله رو كروبي ميشوند و حمايت از آنان را سرلوحه قرار مي دهند كه وظيفه دانشجويان چپ رادیکال در افشاگري و روشن ساختن مسئله مي باشد .
دیدگاه خود را بیان کنید